بوشهر شهر فرهنگ
استاد خلیل تمهید
یکشنبه 30 تیر 1392 ساعت 05:57 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )

شعر از : استاد خلیل تمهید


نشسه تو دلم سی سال غم با كوله بار امشو

كنم صدها هزارون گله ای از ملك دار امشو

ندیدم مو جوونی و نبردم لذت از عمرم

نكرده سی مو فرقی باز امسالم زپار امشو

چقه بالا كنم دس تمنا پیش تو یا رب

نخونده جای جغد سیم قمری و بلبل هزار امشو

گل سرخی ندیدم تو خزون دل به عمر خوم

همه ش چیش انتظارم كی بیایه سیم بهار امشو

نمی فهمم چمن فل فالیُم حالم غریبن سیم

مثیكه رفته زیرناخونم خار كُنار امشو

می فهمم رنج و درد و غصه مال منه تنا نی

نه بالِی خوم غم مردم چه خوردم بی شمار امشو

چقه باید ببینم ناكو و ناجور از ای عالم

بكش سی مو كه از دنیا برم همچون غبار امشو

ندارم دلخوشی هیچی جهان گشته چو زندونم

قِدُم كرده هلال از درد و مُچه از فشار امشو

همه دیوا نقاب ادمی بر چهره و مسّن

ندیدم یار خوش سیما شدم ازنو خمار امشو

ندارم طاقت سختی خدایا رس به فریادم

لِوَرده اسغون پا و دسُم زیر بار امشو

نه كم داره(( کمالی )) هم تو دل درد و غم و غصه

بنالم سی او هم هر دم از این  قلب فگار امشو

خلیلو هیچ دلش خوش نی از ای چند روزه ی زنده ی

همه ش پُش بلگ زدن سیش همه باخته ری قمار امشو

امشب در دلم سی سال غم نشسته است و من از این دنیا گله های زیادی دارم . از زندگی و جوونی لذتی ندیدم و امسال هم مثل

 پارسال برایم فرقی نکرده . خدایا ! چقدر دست تمنا و دعا بسویت دراز کنم درصورتی که بالای خونم جای بلبل و قمری (نوعی

 پرنده ) جغد میاد و میخونه ( به شوم بودن چغد اشاره دارد ) . تا بحال در زندگی خود گل سرخ و خوشبویی را ندیدم ، همش چش

م انتظارم که چه موقع بهار می شود که بیایی ! . نمیدونم حالم چطوریه ، خیلی برام غریبه حالم ، اینقدر حالم خرابه که انگاری خار

 کنار زیر ناخونام گیر کرده . میدونم غم و غصه مال من تنها نیست ولی من تنها غم خودم رو نخوردم غم مردم رو هم می خوردم و

 میخورم . چقد باید از این دنیا بدبختی و مصیبت ببینم ؟ خدایا منو مانند غباری از این دنیا ببر . دنیا برام مثل زندون شده ، قدم از درد

 کمان شده و بدنم چروک و لاغر از فشار شده . همه دیوهای روزگار نقاب آدم بودن رو بصورتشون زدن و حالم بد شد وقتی کسی

 رو با چهره ی خوب ندیدم  . خدا دیگه طاقت سختی رو ندارم برس به فریادم ، که دیگه استخوا نهای دست و پام زیر فشار خرد

 شده  . کمالی (به نظر میاد دوست شاعر باشه ) غم و غصه کم نداره ! برای او هم مینالم از قلب فگار و خسته اش . خلیل ( منظور

 شاعر استاد گرامی خلیل تمهید ) دلش اصلا از این زندگی خوش نیست چون همش تو قمار کردن امشب باخته  

 


مرتبط با: درد دل ,

برچسب‌ها: شعر از : استاد خلیل تمهید نشسه تو دلم سی سال غم با كوله بار امشو كنم صدها هزارون گله ای از ملك دار امشو ندیدم مو جوونی و نبردم لذت از عمرم نكرده سی مو فرقی باز امسالم زپار امشو چقه بالا كنم دس تمنا پیش تو یا رب نخونده جای جغد سیم قمری و بلبل هزار امشو گل سرخی ندیدم تو خزون دل به عمر خوم همه ش چیش انتظارم كی بیایه سیم بهار امشو نمی فهمم چمن فل فالیُم حالم غریبن سیم مثیكه رفته زیرناخونم خار كُنار امشو می فهمم رنج و درد و غصه مال منه تنا نی نه بالِی خوم غم مردم چه خوردم بی شمار امشو چقه باید ببینم ناكو و ناجور از ای عالم بكش سی مو كه از دنیا برم همچون غبار امشو ندارم دلخوشی هیچی جهان گشته چو زندونم قِدُم كرده هلال از درد و مُچه از فشار امشو همه دیوا نقاب ادمی بر چهره و مسّن ندیدم یار خوش سیما شدم ازنو خمار امشو ندارم طاقت سختی خدایا رس به فریادم لِوَرده اسغون پا و دسُم زیر بار امشو نه كم داره(( کمالی )) هم تو دل درد و غم و غصه بنالم سی او هم هر دم از این قلب فگار امشو خلیلو هیچ دلش خوش نی از ای چند روزه ی زنده ی همه ش پُش بلگ زدن سیش همه باخته ری قمار امشو امشب در دلم سی سال غم نشسته است و من از این دنیا گله های زیادی دارم . از زندگی و جوونی لذتی ندیدم و امسال هم مثل پارسال برایم فرقی نکرده . خدایا ! چقدر دست تمنا و دعا بسویت دراز کنم درصورتی که بالای خونم جای بلبل و قمری (نوعی پرنده ) جغد میاد و میخونه ( به شوم بودن چغد اشاره دارد ) . تا بحال در زندگی خود گل سرخ و خوشبویی را ندیدم , همش چش م انتظارم که چه موقع بهار می شود که بیایی ! . نمیدونم حالم چطوریه , خیلی برام غریبه حالم , اینقدر حالم خرابه که انگاری خار کنار زیر ناخونام گیر کرده . میدونم غم و غصه مال من تنها نیست ولی من تنها غم خودم رو نخوردم غم مردم رو هم می خوردم و میخورم . چقد باید از این دنیا بدبختی و مصیبت ببینم ؟ خدایا منو مانند غباری از این دنیا ببر . دنیا برام مثل زندون شده , قدم از درد کمان شده و بدنم چروک و لاغر از فشار شده . همه دیوهای روزگار نقاب آدم بودن رو بصورتشون زدن و حالم بد شد وقتی کسی رو با چهره ی خوب ندیدم . خدا دیگه طاقت سختی رو ندارم برس به فریادم , که دیگه استخوا نهای دست و پام زیر فشار خرد شده . کمالی (به نظر میاد دوست شاعر باشه ) غم و غصه کم نداره ! برای او هم مینالم از قلب فگار و خسته اش . خلیل ( منظور شاعر استاد گرامی خلیل تمهید ) دلش اصلا از این زندگی خوش نیست چون همش تو قمار کردن امشب باخته ,

ضرب المثلهای بوشهری
جمعه 28 تیر 1392 ساعت 03:59 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
ضرب المثل های بوشهری

اصل کاری پدرِ که مادر رهگذره
کنایه مادر شوهر به عروس که تو هیچ کاره ای

دی دوماد چه مرگشن هندونه خورده سردشن
تعریف: مادر داماد چه مشکلی دارد هندوانه خورده سردیش شده است ( مزاجش بهم خورده)

دی دوماد تو کُرکُرِن آمو حسن دورش زُرِن
تعریف : مادر داماد رجز خوانی می کند شوهرش هم پشتیبانی اش می کند

مادر شوهر میگه : صل علی محمد دشمن جوُنم اومد
عروس میگه : عقرب زیر قالی خواسی پسر نیاری

زن بابا ماره تو گلوش خاره
کنایه به زن بابا زن بابا نگو مار بگو

مادر زن خرم کرده توبره بر سرم کرده
خواهر شوهر خاره کلبوک دم دیوارن

اگر خر نداری دوماد بگیر

به دختم می گم بیگم تو بشنو
به دخترم می گویم عروس تو بشنو

خونه دوما خبری نی خونه عروس کِل و بیتن
تعریف : هرگاه کاری خلاف مرسوم ببیند می گویند)

عروس تعریفی آخرش شلختن

کی تعریف عروس می کُه ننه عروس

مادر شوهر مارن خواهر شوهر خارن پدرشوهر ترکه نارن
کلوچه و لوز و بادم عزیز دلم دومادم

نه ژیان ماشین می شه نه دوماد کس

مرتبط با: ضرب المثل ,

برچسب‌ها: ضرب المثل های بوشهری اصل کاری پدرِ که مادر رهگذره کنایه مادر شوهر به عروس که تو هیچ کاره ای دی دوماد چه مرگشن هندونه خورده سردشن تعریف: مادر داماد چه مشکلی دارد هندوانه خورده سردیش شده است ( مزاجش بهم خورده) دی دوماد تو کُرکُرِن آمو حسن دورش زُرِن تعریف : مادر داماد رجز خوانی می کند شوهرش هم پشتیبانی اش می کند مادر شوهر میگه : صل علی محمد دشمن جوُنم اومد عروس میگه : عقرب زیر قالی خواسی پسر نیاری زن بابا ماره تو گلوش خاره کنایه به زن بابا زن بابا نگو مار بگو مادر زن خرم کرده توبره بر سرم کرده خواهر شوهر خاره کلبوک دم دیوارن اگر خر نداری دوماد بگیر به دختم می گم بیگم تو بشنو به دخترم می گویم عروس تو بشنو خونه دوما خبری نی خونه عروس کِل و بیتن تعریف : هرگاه کاری خلاف مرسوم ببیند می گویند) عروس تعریفی آخرش شلختن کی تعریف عروس می کُه ننه عروس مادر شوهر مارن خواهر شوهر خارن پدرشوهر ترکه نارن کلوچه و لوز و بادم عزیز دلم دومادم نه ژیان ماشین می شه نه دوماد کس ,

ضرب المثل بوشهری
جمعه 28 تیر 1392 ساعت 03:59 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
*حالا بارو بند وامبه شرشر نودون بند نوامبه یعنی بارون تموم می شه ولی چک چک ناودون تمام نمی شود در زمانی به کار می رود که کسی راضی شده و طرفی که هیچ حقی ندارد راضی نمی شود.

*خر پیر اوسار رنگی=خر پیر و ابسار رنگی در زبان فارسی معادل آن می شود دم پیری و معرکه گیری

مرتبط با: ضرب المثل ,

مچیم
جمعه 28 تیر 1392 ساعت 03:56 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
مُچیم یعنی چه ؟ 

” مُچیم “ در زبان بوشهری ( البته اونایی که خشکل بوشهری حرف می زنن نه شامل مادر بزرگ پدر بزرگا میشه ) یعنی “من چه می دونم ” !!!!

چند روز پیش داشتم با دوستم حرف می زدم که این کلام بسیار زیبا رو که چند وقته شده تیکه کلام من رو در جواب سوال ایشون گفتم و بعدم معنیش رو گفتم و اونم پرسید اگه بخوایم بگیم ” تو چه می فهمی ” چی ؟ 
من : در اون حالت می گیم ” توچیم /tochim/ .

و البته برای گفتن ” اونا چه می فهمن ” هم میگیم : ” اوچیم ” /ouchim/ .

خوب حالا تمرین می کنیم .

مُچیم Levitra uk price ماچیم

توچیم شوچیم

اوچیم اوچیم

واقعا این زبان شیرین بوشهری چه ها که نمی کنه . تا چین و ژاپن و کره هم رفتیم . ماشاللههههههه بزنم به تخته

کلللللللللل کللللللللللل 

مرتبط با: لغت های طنز ,


بادنگون
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 04:26 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )

های بادنگون های گوش کن پی تنم

لامروت سرت واگردن منم

دک بزن ای خونه زلمت خراب

می کجا میخی بری پی ای شتاب

می نمی شناسی منم ای بی وفا

شاید از ما رفته یادت نا نها

هم منم که پی تو بیدم مث ککا

روز وشو از تو نویمیدم جدا

هم منم که ای نبیدت در حضور

تکه میرفت از گلیم دومن و زور

هر زمانی سفرمون ویمی دراز

صدر مجلس می نشندیمت و ناز

پشت پا ای میزن وت اغنیا

می گرفتیمت بغل ما بی ریا

ای نمیخواسن تنه بعضی پشیز

باز بیدی پیش ما خیلی عزیز

تا تو ارزون بیدی و کم مشتری

غصه از ما دیر بی مهنت بری

می چتو یک دفعه واویدی گرون

ری زمین بیدی و رفتی آسمون

می چه واوی کین چنین واویدیه

پی بزرگون هم نشین واویدیه

روغنی میخوام بدونم یا پنیر

یا برنج صادراتی ای فقیر

ای کلوکت از تنت واوو جدا

می بخوالت پسه ای یا لوبیا

ریت و الانت سیاه تر بو هنی

می تنم مرغی که پی ما دشمنی

او کسی که مرغ سه نومت نها

تعنه بی راسی نگیرش ری سیاه

الغرض ای قاتغ نون فقیر

ایقه سی طالو خوته بالا نگیر

تو غلامی جون مو شاهی نکن

هم سری پی مرغ و پی ماهی نکن

ای دراری پر بری تا ور فلک

ای بادنگون هم نشینی پی للک

راست گفت شاعر که ای روزی گدا

معتبر واوی ویمو بی خدا

سید طالب هاشمی


مرتبط با: اشعار طنز محلی ,


شعر ماهواره
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 04:25 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )

دی محمد و پرسم که دی ماهواره که میگن چنه

محدو میره شو خونه یل افتادم تو منمنه

گفتم توه داری ؟ گه حا گفتم همی ماهواریه

تیرم سه تا ری نافش ره دین و عقل میزنه

باز گه میگن بوش ساختشه فرقی نداره پی توه ؟

گفتم دو تیش میسوزنه اما ایکی قدغنه

وم گه کی داره تو ولات؟ گفتم که هرچی لات و پات

از گرگعلی میره نوات تا کل جور که مومنه

لنگی گه خوت چه جون دل کردی تنم اسلام ول ؟

گفتم بگیرم درد سل ها نه خومم دارم ننه

وم گه که امشو خونتم مث اژ دها سر جونتم

سی هم یو مو مهمونتم تا سی کنم امشو ینه

شو اومه گه اول سلام . بندا ور ماهواره جام

دوم یه قیلونی می خوام زندی بدونش مردنه

وم گه بجنب جون بوات تا نومده میش سن هوات

فحشت بده سی ای ادات روشن که وقت دیدنه

گفتم انیمال اوله شورو حیون و جنگله

وم گه چنه مال وله کفتار و گرگ اوسنه

گفتم یو اخوار تموم از بوق سگ تا ظهر وشوم

کلمه گپ کوله حروم صد گز دمش وا میتنه

باز گه که خشتر توش ده نی؟ گفتم بله ورزش هسی

امشو گمونم بازی چلسی خود ساو تمتونه

وم گه پرشتی سیت بیا اسم ینه ور مو نیا

خشتر و اینا هم هسی ؟ گفتم د خشتر اکشنه

لیکی زه گه سرش پرند دی رود اینا ادم کشن

گفتم خو اکشن میکشن طاقت که بعد ای تی ان

گفتم ای مردک اندی دور وبرش صد تا چی

گه خوندنش این گیه بیلش یه جی که سوسن

گفتم که سوسن پر کشی زهر اجل او سرکشی

گه مردشم بحز ینه دلم صداش می پیسن

گفتم که الان فهمیدم یک ساعته مو خر بیدم

همسو یه حالی وت میدم بونت سی مولتی ویژن

سی که دوازده نمرشه هر چی بگی هم یو خشه

خشتر و یو ده شونزشه معنش سی پونزه کردنه

وم گه دوازش سختمه طاقت ندارم شونزشه

میخوام برم ده خونمون درمون دردم میش سنه

مرتبط با: اشعار طنز محلی ,


شعری زیبا از استاد بزرگوار فرج کمالی
جمعه 21 تیر 1392 ساعت 04:01 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
دوش تا دم صب غم تو دلم کم سرکش بی

دل عین رطب بی غم هجرت گنگش بی

یادم اومه روزی که سر ره تنه دیدم

دل پا نگرفته مو سم گو گلکش بی

سیل اولیت ری و ره عشق تو کردش

خش رو نبلد بی چیشلت روروکش بی

مشکی پر او کول و دو تا مشک بلوری

پیش ریت که دل پیچسه کشته زلکش بی

یاد اوسنل بو  که چه ایوم خشی بی

زندی مو تو بیدی و خمارت نمکش بی

وختی لولت چی و امونت ور ما داشت

هر گی میسدیش پس دو برابر سرکش بی

یادم اومه پریار شو ماه رمضون بی

توسون زده  بی زورشه زونی شلکش بی

دیت اومده بی دیدن و پاش اومده بیدی

نشسی سر جنب تو و زنکا برکش بی

یکدم میزدی لی ری سریت برمک و دیتم

دایم سکلی میزدت و لو گزکش بی

قد بند امید منه رفتی و برندی

قدبند کو عشقت بید و مهرت سگکش بی

ای چه نزدی زونی خدافظ سر رفتن

سیلت پر غم بی چیشلت هی کمکش بی

او تیسو تلنگون غم آویده کمالی

اچی که گ نصفش نبی بلکم سه یکش بی

  معنی واژه ها:

صب: صبح             کم سرک: یک اصطلاح - بسیار خسته با شکم روی زمین راه رفتن

عین رطب: مانند رطب            گنکش : گنک+ش  : مورچه        سر ره : در راه         تنه : تو را

مو سم : موقع             گو گلک: را رفتن با چها دست و پامانند اطفال

سیل اولیت : نگاه اولین                 ری و ره : راه به سوی عشق تو         رو :راه      

اوسنل : آن زمان             ایوم خش : دوران خوش            لولت : لبانت                                         

    چی و امونت: چیزی برای امانت گذاشتن                       پریار : پریار سال ( دو سال پیش)

توسون: تابستان                 زده وی زورش: زور خودش را زده بود          زونی شلک : دولا شدن زانو

دیت : مادرت                   پاش: همراهش                 زنکا: زن برادر        برک : کنار- جنب

لی: وسط ری سریت : رو سری ـ دستمال              برمک: بالا انداختن ابرو                            

  سکلی : با دست به پهلو زدن                لو گزکش بی : لبهایش را می گزید

برندی: پاره کردی                        زونی : زبان              سیلت : نگاهت                 

اوس تیسو : از آن وقت تا حالا                تلنگون : آشغال دونی           غم آویده : غم شده

انچی: هر آن چه                    گ : گفت                      سه یکش: یک قسمت از سه قسمت

وبلاگ شعر محلی بوشهر  


مرتبط با: اشعار محلی ,


تووسونه بندری
چهارشنبه 19 تیر 1392 ساعت 11:38 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
  1. تووسونه بندری . گرما میا تو پنجدری .
    تش میباره سرمون . ووی نمیشو که در بری .
    که تش تو دلمن ... که تش تو دلمن ...
    تووسونه عشقه یار . دل تنگ و انتظار .
    گل زده پاک دل مو . وای چه کنام با دل زار ؟ .
    ... که تش تو دلمن ... که تش تو دلمن ...
    هلی هلی هو یار غوغا میکنه .
    کفتر باغی خوشو جو جا میکنه .
    بیلیک بیلیکش شو و آذین میکنه .
    گرمای عشقش دلمو خین میکنه .
    ... افتو تندن . گرمن . اورن اورن . گرمن
    دریا غبرن . گرمن . گرمن گرمن . گرمن .
    سوختام گرمن . گرمن . دریا غبرن گرمن .
    موج دریا تو بیا . نخل زیبا تو بیا .
    به تماشا تو بیا . گل صحرا تو بیا .
    توی ساحل بچه ها . پوی پتی ری ماسه ها .
    که دلدار او مده ... که دلدار اومده ...

مرتبط با: اشعار محلی ,


شعری محلی به گویش گناوه‌ای
شنبه 1 تیر 1392 ساعت 12:23 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
 
شعری محلی به گویش گناوه‌ای از ایرج شمسی‌زاده:

یارون وَ دهس زندگونی گله‌مندم
وَ ای بلایل آسمونی گله‌مندم
راسش وَ رفیقل خُمونی گله‌مندم
حقیقتش مو وَ فلونی گله‌مندم

... مِی ماشکی وَ خُت شکی، نَه پَی تِنُم مو
زَهلت نره بات هیچ کاری نیکنم مو
غمخوار مردم بورکی تَینا مُنُم، مو
فقط هَمَی جا گَپَلُمَ ایزنم مو

یادت نیایه روزگار سال قحطی؟
سالی که واویدن همه پامال قحطی
سی هیچکی نمُنده بی ده حال قحطی
بُردن وَ تَی مو گندم پاچال قحطی

خَردن نمک سیر و نمکدون اِشکنادن
سُفره‌یْ که چاس عالمی بی وَهرِنادن
یه لقمه‌یْ سی کُم بَچْیَل خم ننهادن
جایوردَه رُفتِن گلّه سر جاش چارنادن

بُز گَر وَ اَو سرچشمه آخر کُم پُر آوی
مِن پوسِ گُرگَل رَه وُ گیر خُور خور آوی
"شیرو" که دهس ِ دَیشَ اِشکُند و کُر آوی
کِلیل ترَهْقَی بی که آخر دَمپُر آوی

نوکیسه اسب دولت اُفتا زِرِ رونش
دَ جَی نَبی سی مثلَ مو زِر آسمونش
گَرْدَی عروس پا در رکاب چِل گَز زَبونِش
«خَسی خَسی تو مرخصی» بی مِن دهونش

هر جا که آشه کا کچل فرّاشه دایُم
تک طَیفَیَلْشَو قوم و خویشش باشِ دایم
سی شاهدش هی دیمِش هم دینداشِ دایم
تِروک دَی بَو مُرده بو بالاشِ دایم

داغِل همِی چی یاوِه مَی قاشق نشِشته
هم داغِلِ آسیدَه ِ یِ هم مِن گِلِشتَه*
هم مِن لِلَک غَلْط ایزنه هم آش رشته
کارش وَ شیطون بِتّره ، نومش فرشته!

سَیلِ خر پیرو کُن و اُوسارِ رنگین
گَردَی جوون فیس ایکنه، سیرَش بخندین
کَه جُوش زیاد آویده، حیف قاپ پَرپین
صاب پا کلُفتش ایکشه سر خر سنگین

رَه خَهکلونه تِر سواری هیچ نیسی
غیرَ سه چارتا لَک و لیوه‌ی گیچ نیسی
مُرغل کُرِک واویدنه، بیچ بیچ نیسی
دل درد کُشتم یه دوای دل‌پیچ نیسی

خَر خَهسَه وُ صحاب نَخُشنودِه خُمونی
ایگِن که آرد ایبیزی پاتْ ایجُنبه، دونی؟
دنیا چپی چَواسَه واوی اَی فلونی
سی میرَی دَی‌مون هاسَی ایگیم "عاموجونی"

مِن دشتسون خو ما دِیَه کاری نداریم
بِیم وَ دهدارون وُ تعزیه دِر آریم
بَلکی که زیتر رَفتَوَ زِر گِل درآریم
تلافی دنیایه و جونش در بیاریم

دِز نابلد بیدیم ما وَ زَیمَ کَهدون
درمُنده اوویدیم نه اُو بی وُ نه دون
گفتیم بِریم سی پنگ خرمَی تا برازگون
گَردَی جهازِ بی شِرَی اُفتَیم َ طیفون

هر چی بلا سی عبدلای تا قیومت
نها مصیبت بید سیش دیندا قیومت
جاش نی نَه ای دنیا، نه او دنیا قیومت
باید بگیم سیش واقیومت وا قیومت

دیندَی مُو ایگن غورَه بی وُ چه وُ چه بی
اینَی که دایم دُورِ پُشتیکشون گره بی
گشتم هِمَی جا ریشه‌شون زِر لیر و زِه بی
پاتیل سی پاتیلَک ایگه ریت سه بی

هر چی عوض داره گِلَه‌ی نداره جونُم
گَردَی که سیم ایخوندی آخر سیت ایخونم
اَه سی تلافی بو هَنی زنده ایمونم
روزی ایایه که مُنَم خَرْمَ بِرونم

مرتبط با: درد دل ,

برچسب‌ها: گناوه , گویش , بوشهر ,

شعری از محمد قائدی
شنبه 1 تیر 1392 ساعت 12:20 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
شعری از محمد قائدی...
زاده ی تنگستان...
صاحب کتاب "فصلهای فسیلی"...
________________________________

..............

یک دست، پا گرفت و هوایی شد
یک دست، از هوا به زمین برگشت
پاپیچِ فصلِ سردِ دموکراسی-
...
از کافری به دامن دین برگشت
مردی که بر ستاره چکش میزد
از کربلا و مکّه به چین برگشت

در انتهای فصل دموکراسی-
صبح آمد و مسیح،نمایان شد
یک پیرمرد،داشت اذان میگفت
ظهر آمد و مسیح،مسلمان شد
یک پیرمرد،رفت و خودش را کشت
شب آمد و مسیح،پشیمان شد!!!

از ترس،پشت پینه ی پیشانی-
قایم شدند خشک مقدّس ها
در نعش پیرمرد،فرو رفتند-
منقارهای خونیِ کرکس ها
در طول مستطیل، به راه افتاد-
دیشب تظاهرات مثلّث ها

ماموت های سنگی وحشت زا-
حلّاجِ قرن بیست و یک ام کردند
تردست ها به جای گل و خرگوش-
دایناسور از کلاه، درآوردند!
...........................................
...........................................

یک متنِ ناقص است جهان!
.
.
.
توضیح:
[این متن،یک روایت خطّی نیست
یک امتدادِ وحشیِ بی مرز است
یک ساختارِ مبهمِ بی قانون...
مصداق حکمِ(مفسد فی الارض)است...
مانند(ورزقان) و (اهر)،این متن-
هر روز،روی خط زمین لرزه ست...
ادامه ...

مرتبط با: متفرقه ,

دیگروز دلم اشکوندی و دیرم گرفتی
پنجشنبه 13 مهر 1391 ساعت 01:04 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )

دیگروز دلم اشکوندی و دیرم گرفتی
شعر جدایی خواندی و دیرم گرفتی
شو ، نصپ شو مثل کوکویسو ناله کردم
هر شو، تنم لرزندی و دیرم گرفتی
از گریه، مرزنگ دو چیشم واز نمیشه
اشک چیشام خشکاندی و دیرم گرفتی
از بسکی اشک داغ رختم ری گلپام
تا جیگرم برشندی و دیرم گرفتی
مثل پشنگه او که می پاشن ری بلتش
تش تو دلم پاشوندی و دیرم گرفتی
مین سرم، بسکی تروندم دونه دونه
انگار مینام ترزندی و دیرم گرفتی
سنگم زدی، هیچی نگفتم دس آخر
خین تو دلم پشکندی و دیرم گرفتی
امشو درنگه بر لبم خشکیده از غم
دس و دلم کرچندی و دیرم گرفتی
انگار خرنگ تش نهادی زیر پهلیم
زونیم تو تش پلکندی و دیرم گرفتی
تو بلکمی یامو، بپرس از اهل بوشر
آخر خونه م رمبندی و دیرم گرفتی

مرتبط با: اشعار محلی ,

سی بوشر
پنجشنبه 13 مهر 1391 ساعت 01:01 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )

سی بوشر هیچکه دلش مث مو غمگین نبیده
دل هیچکی مث مو یه کاسه خین نبیده
بخدا وختی که فکرش می کنم تش می گیرم
هیچکه دردش مث مو اینهمه سنگین نبیده
او دریاش که میگن شورن و خره نمکن
سی مو مثل شکرن، شیرین تر از این نبیده
تو کیچه پس کیچه هاش ، وختی که تیفون می پیچه
هیچ غناهشتی ایجور دلکش و شیرین نبیده
ای صدوی غره طراقاش شو بارونی خشن
ازو خش تر بخدا تا چین و ماچین نبیده
خیلی شهرا نبیده، وختی که بوشر بیده تش
مث بوشهر زیترا شهری خوش آئین نبیده
اگه حالا ایجورن ، غربت غم تو دلشن
زیترا مثل حالا ، اینهمه دل خین نبیده
توسوناش اگه گرمن ، مگه تخصیر خوشن
او هواش ایجورین، بیخودی همچین نبیده
تو زمسون عوضش مثل بهارن زمیناش
هرکجا سیل می کنی، بی گل و نسرین نبیده
سی چی میگین کیچه هاش او شلی و پر سبخن
کیچه هاشم بخدا ، ایجور که میگین نبیده
پس افتو که بری دل سی بوشر پر می زنه
خاک هیچ جوی دیگه دامنگیر و سنگین نبیده
۱۳۷۳

مرتبط با: اشعار محلی ,

یضله
پنجشنبه 13 مهر 1391 ساعت 01:01 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )

تکه هایی از آهنگهای بعد از خیام خونی که ریتم آهنگو تند میکنه و مابین خومون میگیم یضله گرفتن ...
یلا یلا . جونام یلا . 2بار
صبحان الله برده ای دلها را ...
یار ای یارام . شیدا دلدارام ... 2بار
بیو بریم امامزاده ...
امامزاده پله داره ...
پله و سر پله داره ...
یار ای یارام . شیدا دلدارام ... 2بار
آی رباب رباب ربابه . حال رباب خرابه
رباب میره تو کیچه . بچها میشن دسپاچه
رباب رباب ربابه حال رباب خرابه ...
وقتی رباب رو میکرد . دل و جیگرام او میکرد
رباب رباب ربابه حال رباب خرابه ...
رباب میره آسیو . سی خاطر سپیدو
رباب رباب ربابه حال رباب خرابه ...
رباب میره سینما با پیرنه شبنما
رباب رباب ربابه حال رباب خرابه ...

مرتبط با: اشعار محلی ,

بهار
پنجشنبه 13 مهر 1391 ساعت 12:57 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
بهار
اجرا سال 79 -80 کاست شپ (اگه اشتباه نشده باشه)

این شعر بر وزن ( رباب رباب ربابه - حال رباب خرابه )

بهار بهار بهارن سال از بهار دیارن
سال بلال گندمن شومی جو سی مردمن
بهار بهار بهارن سال از بهار دیارن
هزار هزار گل جو سر میکشه تو گلا
بهار بهار بهارن سال از بهار دیارن
افنو درومد تو کیچه سحر میزه گل میپیچه
بهار بهار بهارن سال از بهار دیارن

بهار بهار .......بهارن (2)
سال از بهار دیارن (2)

بعد از این قطعه تبدیل به ریتم خیام خوانی میشود
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ نمیباید زیست
کین سبزه که امروز تماشا گه ماست
تا سبزه خاک ما تماشا گه کیست

اینجا دست میزنن یا شپ خومون

ای چرخ و فلک خرابی از کینه ی توست
بیدادگری شیوه دیرینه توست
ای خاک اگر سینه ی تو بشکافند
کز گوهر قیمتی که در سینه توست

لغت ها :
دیارن = پیداست - گندمن = گندم - افتو = آفتاب - درومد = بیرون آمد - کیچه = کوچه
میزه = میزند - سی = برای

مرتبط با: اشعار محلی ,

بیو جانا که جانم از تو جدا نیست
پنجشنبه 13 مهر 1391 ساعت 12:57 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )
بیو جنبم بشین بلکه نمیرم
که از بوی خشت آروم بگیرم
خدایا چه کنم دل بیقراره
دو چشمم روز روشن شوم و تارن

بیو جانا که جانم از تو جدا نیست
بیو که منزلم بی تو صفا نیست

هله هی یا اله
هله هی یا اله

شب نیرنگ و گرگون میبرن میش
دوزلفونت همایل کن بیو پیش
شوم درویش و بردارم عصایی
برم بر خونه ی دلبر گدایی

بیو جانا که جانم از تو جدا نیست
بیو که منزلم بی تو صفا نیست

هله هی یا اله
هله هی یا اله

شعر : عبدالمجید زنگویی
آهنگساز : عبدارضا اخلاقی

مرتبط با: اشعار محلی ,



 
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic