تبلیغات
شعر های محلی بوشهر - استاد خلیل تمهید
بوشهر شهر فرهنگ
استاد خلیل تمهید
یکشنبه 30 تیر 1392 ساعت 04:57 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بوشهر | ( نظرات )

شعر از : استاد خلیل تمهید


نشسه تو دلم سی سال غم با كوله بار امشو

كنم صدها هزارون گله ای از ملك دار امشو

ندیدم مو جوونی و نبردم لذت از عمرم

نكرده سی مو فرقی باز امسالم زپار امشو

چقه بالا كنم دس تمنا پیش تو یا رب

نخونده جای جغد سیم قمری و بلبل هزار امشو

گل سرخی ندیدم تو خزون دل به عمر خوم

همه ش چیش انتظارم كی بیایه سیم بهار امشو

نمی فهمم چمن فل فالیُم حالم غریبن سیم

مثیكه رفته زیرناخونم خار كُنار امشو

می فهمم رنج و درد و غصه مال منه تنا نی

نه بالِی خوم غم مردم چه خوردم بی شمار امشو

چقه باید ببینم ناكو و ناجور از ای عالم

بكش سی مو كه از دنیا برم همچون غبار امشو

ندارم دلخوشی هیچی جهان گشته چو زندونم

قِدُم كرده هلال از درد و مُچه از فشار امشو

همه دیوا نقاب ادمی بر چهره و مسّن

ندیدم یار خوش سیما شدم ازنو خمار امشو

ندارم طاقت سختی خدایا رس به فریادم

لِوَرده اسغون پا و دسُم زیر بار امشو

نه كم داره(( کمالی )) هم تو دل درد و غم و غصه

بنالم سی او هم هر دم از این  قلب فگار امشو

خلیلو هیچ دلش خوش نی از ای چند روزه ی زنده ی

همه ش پُش بلگ زدن سیش همه باخته ری قمار امشو

امشب در دلم سی سال غم نشسته است و من از این دنیا گله های زیادی دارم . از زندگی و جوونی لذتی ندیدم و امسال هم مثل

 پارسال برایم فرقی نکرده . خدایا ! چقدر دست تمنا و دعا بسویت دراز کنم درصورتی که بالای خونم جای بلبل و قمری (نوعی

 پرنده ) جغد میاد و میخونه ( به شوم بودن چغد اشاره دارد ) . تا بحال در زندگی خود گل سرخ و خوشبویی را ندیدم ، همش چش

م انتظارم که چه موقع بهار می شود که بیایی ! . نمیدونم حالم چطوریه ، خیلی برام غریبه حالم ، اینقدر حالم خرابه که انگاری خار

 کنار زیر ناخونام گیر کرده . میدونم غم و غصه مال من تنها نیست ولی من تنها غم خودم رو نخوردم غم مردم رو هم می خوردم و

 میخورم . چقد باید از این دنیا بدبختی و مصیبت ببینم ؟ خدایا منو مانند غباری از این دنیا ببر . دنیا برام مثل زندون شده ، قدم از درد

 کمان شده و بدنم چروک و لاغر از فشار شده . همه دیوهای روزگار نقاب آدم بودن رو بصورتشون زدن و حالم بد شد وقتی کسی

 رو با چهره ی خوب ندیدم  . خدا دیگه طاقت سختی رو ندارم برس به فریادم ، که دیگه استخوا نهای دست و پام زیر فشار خرد

 شده  . کمالی (به نظر میاد دوست شاعر باشه ) غم و غصه کم نداره ! برای او هم مینالم از قلب فگار و خسته اش . خلیل ( منظور

 شاعر استاد گرامی خلیل تمهید ) دلش اصلا از این زندگی خوش نیست چون همش تو قمار کردن امشب باخته  

 


مرتبط با: درد دل ,

برچسب‌ها: شعر از : استاد خلیل تمهید نشسه تو دلم سی سال غم با كوله بار امشو كنم صدها هزارون گله ای از ملك دار امشو ندیدم مو جوونی و نبردم لذت از عمرم نكرده سی مو فرقی باز امسالم زپار امشو چقه بالا كنم دس تمنا پیش تو یا رب نخونده جای جغد سیم قمری و بلبل هزار امشو گل سرخی ندیدم تو خزون دل به عمر خوم همه ش چیش انتظارم كی بیایه سیم بهار امشو نمی فهمم چمن فل فالیُم حالم غریبن سیم مثیكه رفته زیرناخونم خار كُنار امشو می فهمم رنج و درد و غصه مال منه تنا نی نه بالِی خوم غم مردم چه خوردم بی شمار امشو چقه باید ببینم ناكو و ناجور از ای عالم بكش سی مو كه از دنیا برم همچون غبار امشو ندارم دلخوشی هیچی جهان گشته چو زندونم قِدُم كرده هلال از درد و مُچه از فشار امشو همه دیوا نقاب ادمی بر چهره و مسّن ندیدم یار خوش سیما شدم ازنو خمار امشو ندارم طاقت سختی خدایا رس به فریادم لِوَرده اسغون پا و دسُم زیر بار امشو نه كم داره(( کمالی )) هم تو دل درد و غم و غصه بنالم سی او هم هر دم از این قلب فگار امشو خلیلو هیچ دلش خوش نی از ای چند روزه ی زنده ی همه ش پُش بلگ زدن سیش همه باخته ری قمار امشو امشب در دلم سی سال غم نشسته است و من از این دنیا گله های زیادی دارم . از زندگی و جوونی لذتی ندیدم و امسال هم مثل پارسال برایم فرقی نکرده . خدایا ! چقدر دست تمنا و دعا بسویت دراز کنم درصورتی که بالای خونم جای بلبل و قمری (نوعی پرنده ) جغد میاد و میخونه ( به شوم بودن چغد اشاره دارد ) . تا بحال در زندگی خود گل سرخ و خوشبویی را ندیدم , همش چش م انتظارم که چه موقع بهار می شود که بیایی ! . نمیدونم حالم چطوریه , خیلی برام غریبه حالم , اینقدر حالم خرابه که انگاری خار کنار زیر ناخونام گیر کرده . میدونم غم و غصه مال من تنها نیست ولی من تنها غم خودم رو نخوردم غم مردم رو هم می خوردم و میخورم . چقد باید از این دنیا بدبختی و مصیبت ببینم ؟ خدایا منو مانند غباری از این دنیا ببر . دنیا برام مثل زندون شده , قدم از درد کمان شده و بدنم چروک و لاغر از فشار شده . همه دیوهای روزگار نقاب آدم بودن رو بصورتشون زدن و حالم بد شد وقتی کسی رو با چهره ی خوب ندیدم . خدا دیگه طاقت سختی رو ندارم برس به فریادم , که دیگه استخوا نهای دست و پام زیر فشار خرد شده . کمالی (به نظر میاد دوست شاعر باشه ) غم و غصه کم نداره ! برای او هم مینالم از قلب فگار و خسته اش . خلیل ( منظور شاعر استاد گرامی خلیل تمهید ) دلش اصلا از این زندگی خوش نیست چون همش تو قمار کردن امشب باخته ,

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
How do you stretch your Achilles? شنبه 25 شهریور 1396 06:31 ق.ظ
Greate article. Keep writing such kind of information on your blog.
Im really impressed by it.
Hi there, You have done an incredible job.
I'll certainly digg it and personally suggest to my friends.

I'm sure they will be benefited from this web site.
ingrampzfluyczmg.jimdo.com جمعه 13 مرداد 1396 08:49 ب.ظ
I am really thankful to the owner of this web page who has shared this wonderful paragraph at at this place.
مهسا یکشنبه 30 تیر 1392 06:10 ب.ظ
سلام وبلاگ زیبایی داری برای افزایش بازدید وبلاگت میتونی به آدرس زیر ثبتش کنی تا منم بتونم هر روز بهت سر بزنم و به جمع دایرکتوری وبلاگ نویسان ایران بپیوندی ممنون
http://fabner.net
بوشهر پاسخ داد:
سلام
مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :